تبلیغات
گل پسر قند عسل
گل پسر قند عسل
قالب وبلاگ

Emoticon

پسر عزیز ترازجانم متین گلم الهی من فدای تو بشم ملوس مامانی  ،

روز به روز بزرگتر میشی و عزیز تر و خواستنی تر از روز قبل  

داره کم کم 30 ماهگیت هم تموم میشه جیگر مامانی اینقدر شیرین زبون شدی

 و کارای بامزه ای انجام میدی که نوشتن همشون امکانپذیرنیست فقط  اینکه من

 و بابایی قند تو دلمون آب میشه و خدا رو هزاران بار بخاطر وجود نازنینت شاکریم

و خیلی خیلی زیاد دوستت داریم

 متینم نشسته داره بازی میکنه با خودش میگه :خدا جون بابا و مامانم و دوست دارم

بهش میگم پسرم یه شعری برامون بخون توپولویم توپولو  رو شروع میکنه بخوندن تا

اونجا که مامان خوبی دارم میشینه توی خونه بجای میبافه دونه دونه میگه می شینه تو خونه تنبلی میکنه

یه روز میگم متین جون گیره موی مامان و میاری پسرم گوش میکنه بعد بهش

میگم دستت درد نکنه متین هم گفت : نوش جونت yes4.gif

بابا مجید داره متین و میچلونه و متین عصبانی میگه برو با اون سبیلات

متین تو عالم خودش : ای فلک به ما زدی کلک ،حالا از کجا شنیده خدا عالم

یه روز سرش خورد زمین گفتم الهی بمیرم بعدش گفت مامانی سرم درد گرفت

 الهی بمیری

یه روزم برامون دکتر میشه تو خونه مادرجون بالش میچینه کنار هم مطب درست

میکنه بهش هم میگه مغازه بعد مادر و بابا بزرگ و صدا میزنه میگه بیاین مغازه

حالتون و خوب کنم و به مادر میگه تو حساسیت داری دستگاه بخور بذار و جات هم

سرد نباشه تو دستشم هم براشون نسخه مینویسه

کتاب قصه هاشو خیلی دوست داره دائم اینا رو میاره میگه برام بخون یه وقتایی

  من و بابایی کار داریم و وقت نداریم کتابشو میاره میده به هر کدوم ما  میگه شما

سواد دارید اینو برام بخون از ما که ناامید میشه میگه اصلا" شما سواد ندارید خودم

سواد دارم بعدش میشینه و کتابش ورق میزنه و داستان و خیلی قشنگ و

واو به واو برای خودش میگه

و کلی شیرین زبونیهای دیگه که یادم نمیمونه

الهههههههههههههههههی متین جونم همیشه شاد باشی که با کارات و حرفات

شادی رو به خونمون آوردی عزیز دلم

فردا سب هم شب یلدا است ایشاءاله همه خوش و سلامت باشن Kisses

                                          

 


[ یکشنبه 28 آذر 1389 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ رضوان مامانی متین ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ هدیه کوچکی است تقدیم به این گل پسر،متین عزیزم که ساعت 8:45 روز شنبه 8/4/87 تو بیمارستان کسری قدمهای کوچولو ولی پربرکتش رو به این دنیا گذاشت تا به من و همسرم بگه با اینکه خیلی کوچولوست ولی تونست دنیای مارو دگرگون کنه و شادی و شعفی رو با خود به همراه آورد که وصف نشدنی است و هیچ چیز دیگه تو این دنیا نمی تونه جای اونو تو قلب ما بگیره و خالصانه از درگاه خدا خواستارم حالا که نعمت برما تمام کرد این لیاقت رو هم به ما بده که خوب از پس تربیت و بزرگ کردنش بربیاییم و متین عزیزم در آینده انسان بزرگ و موفقی باشه و همیشه شاد، سرافراز و سلامت ....ان شاء الله
لینک های مفید
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
 // setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);