تبلیغات
گل پسر قند عسل
گل پسر قند عسل
قالب وبلاگ

بالاخره تصمیم گرفتم حالا که گل پسرم سه ساله شده به مهد کودک بره چون تو مهد از

این سن آموزش دارن و همین که سن اجتماعی شدن بچه هااز سه سالگیست و همین

 که مادر جون هم کمی خستگی بگیره  تا حالاش هم خیلی زحمت متین رو کشیده و من

واقعا" شرمنده محبتهاش هستم و هر چقدر تلاش کنم قادر به جبرانش نخواهم بود

خدا ایشاء الله مادر خوب و مهربونم رو حفظ کنه و همیشه سلامت باشه

خلاصه اینکه بعد از گذشت پروژه  چند هفته ای و گشت و گذار تو چند تا مهد کودک ،

 یکی رو انتخاب کردیم و چهار شنبه پیش سیزدهم مهر ، به همراه گل پسرم به مهد

رفتیم و کارهای ثبت نام رو انجام دادیم و کتابهاش هم گرفتیم که جلد کنیم و به مهد

برگردونیم من هم خیلی خوشحال بودم یه حس خوبی داشتم انگار رفته بودیم ثبت نام

 دانشگاه (جو زده شده بودم چه جور) متین عزیزم هم برای خودش تو محوطه و کلاس

 میچرخیداما پنجشنبه دیگه خودش به کلاس رفت ولی بیشتر از 45 دقیقه دوام نیاورد

و با گریه اومد بیرون با این حال وقتی باهاش صحبت میکنم و توضیح میدم که چرا باید

 به مهد بره و چه مزایایی داره میپذیره و قبول میکنه که به مهد بره ولی یه وقتایی هم

 میگه نمیرم که خوب این هم طبیعیه و تا بخواد به محیط و آدمهای جدید عادت کنه مدتی

 زمان میبره که امیدوارم این زمان کوتاه باشه

دیروز هم که گل پسری یک ساعت و نیم تو مهد بود و پسر خوبی بوده اما امروز با

گریه و زاری تونست این مدت رو بمونه خلاصه درد سرهای اینجوری ما هم شروع شد

که البته بیشترش هم برای بابا مجید هست چون که من ساعت 6  صبح میام تهران

سر کار و متین میمونه با باباش و مهد رفتن امیدوارم متین عزیزم هر چه زودتر به

شرایط جدید عادت کنه و روزی بیاد که متین با ذوق و شوق به مهد بره و شروعی باشه

برای پیشرفت و رشد و شکوفاییش امیدوارم که همیشه ایام به کامت باشه متین گلم

 و  همیشه شاد شاد باشی و آینده درخشانی پیش رو داشته باشی و من و بابا مجید

 هیچوقت غم و ناراحتی تو رو نبینیم عزیز دلم بدون من و بابا خیلی دوستت داریم و

 هرکاری میکنیم برای موفقیت توست


[ یکشنبه 17 مهر 1390 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ رضوان مامانی متین ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ هدیه کوچکی است تقدیم به این گل پسر،متین عزیزم که ساعت 8:45 روز شنبه 8/4/87 تو بیمارستان کسری قدمهای کوچولو ولی پربرکتش رو به این دنیا گذاشت تا به من و همسرم بگه با اینکه خیلی کوچولوست ولی تونست دنیای مارو دگرگون کنه و شادی و شعفی رو با خود به همراه آورد که وصف نشدنی است و هیچ چیز دیگه تو این دنیا نمی تونه جای اونو تو قلب ما بگیره و خالصانه از درگاه خدا خواستارم حالا که نعمت برما تمام کرد این لیاقت رو هم به ما بده که خوب از پس تربیت و بزرگ کردنش بربیاییم و متین عزیزم در آینده انسان بزرگ و موفقی باشه و همیشه شاد، سرافراز و سلامت ....ان شاء الله
لینک های مفید
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
 // setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);